کدخبر: ۱۲۷۰۱
۲۴ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۵۶
چاپ

یادداشت؛

روزهایی که تصویر بر واژه غلبه کرد

تشییع میلیونی رهبر شهید در ایران و عراق، معادلات رسانه‌ای غرب را بر هم زد و نشان داد در جنگ شناختی، هیچ امپراتوری رسانه‌ای یارای رقابت با «حقیقت میدان» را ندارد؛ جایی که مردم با حضور خود، روایت‌ساز تاریخ می‌شوند و قدرت نرم یک ملت را به تصویر می‌کشند.

پایگاه خبری تحلیلی کهگیلویه؛ زهرا داوودی - در میدان نبرد روایت‌ها، آنچه سرنوشت افکار عمومی را تعیین می‌کند، همیشه قدرت آتش رسانه‌ای نیست؛ گاهی «حقیقتِ میدان» تمام محاسبات اتاق‌های فکر را بر هم می‌زند. تشییع باشکوه رهبر شهید ایران، از همین جنس بود؛ رخدادی که معادلات رسانه‌ای را به چالش کشید و نشان داد هرگاه مردم به میدان بیایند، خود به بزرگ‌ترین رسانه جهان تبدیل می‌شوند.

سال‌هاست که اتاق‌های عملیات روانی غرب با بهره‌گیری از امپراتوری رسانه‌ای خود می‌کوشند واقعیت‌های منطقه را آن‌گونه که می‌خواهند روایت کنند. اما در برابر میلیون‌ها انسانی که در ایران و عراق به خیابان آمدند، این ماشین عظیم روایت‌سازی با یک واقعیت انکارناپذیر روبه‌رو شد؛ واقعیتی که نه می‌شد آن را حذف کرد، نه تحریف و نه از قاب دوربین بیرون نگه داشت.

این روزها، خیابان‌ها استودیو هستند و مردم، خبرنگاران بی‌ادعای تاریخ. هر قدمی که برداشته می‌شود، هر پرچمی که برافراشته شده و هر تصویر هوایی که از دریای جمعیت ثبت می‌شود، پیامی را به جهان مخابره می‌کند که هیچ تحلیلگری قادر به تولید آن نبود. این همان قدرتی است که در ادبیات ارتباطات از آن به عنوان «رسانه زنده» یاد می‌شود؛ رسانه‌ای که اعتبارش را نه از فناوری، بلکه از حضور مردم می‌گیرد.

در جنگ شناختی، تصویر بر واژه غلبه دارد. هزاران ساعت برنامه تلویزیونی و میلیون‌ها پیام در شبکه‌های اجتماعی، گاهی توان رقابت با یک تصویر واقعی را ندارند. تصویر خیابان‌های مملو از جمعیت در ایران و عراق، به خودی خود یک پیام بود؛ پیامی که بدون نیاز به ترجمه، برای افکار عمومی جهان قابل فهم بود. به همین دلیل، حتی رسانه‌هایی که سال‌ها کوشیده‌اند روایت دیگری از تحولات منطقه ارائه دهند، ناچار شدند این رخداد را در دستور کار خبری خود قرار دهند.

قدرت واقعی این مراسم، در آن است که دستور کار رسانه‌ها را مردم تعیین کردند. در علم ارتباطات، رسانه‌ها معمولاً تعیین می‌کنند مردم درباره چه چیزی فکر کنند؛ اما در برخی رخدادهای تاریخی، این مردم هستند که رسانه‌ها را مجبور می‌کنند درباره یک موضوع سخن بگویند. تشییع رهبر شهید ایران، یکی از همان لحظات بود؛ لحظه‌ای که اراده ملت، بر اولویت‌های خبری غلبه کرد.

این حضور گسترده، صرفاً یک احساس عاطفی نیست؛ نمایش سرمایه اجتماعی بود. سرمایه‌ای که در بزنگاه‌های تاریخی خود را آشکار می‌کند و به مهم‌ترین مؤلفه قدرت نرم تبدیل می‌شود. قدرت نرم، برخلاف قدرت سخت، با موشک و تجهیزات نظامی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه با توان یک اندیشه در بسیج افکار عمومی و به میدان آوردن مردم معنا پیدا می‌کند. از این منظر، آنچه در ایران و عراق رقم خورد، صرفاً یک مراسم تشییع نبود؛ نمایش ظرفیت یک گفتمان در بسیج اجتماعی بود.

اشتباه راهبردی جریان رسانه‌ای غرب، همواره این بوده است که قدرت را صرفاً در ابزارهای رسانه‌ای جست‌وجو می‌کند؛ حال آنکه بزرگ‌ترین رسانه، «مردم» هستند. رسانه‌ای که نه ماهواره‌اش قطع می‌شود، نه صفحه‌اش بسته می‌شود و نه الگوریتم‌ها می‌توانند صدایش را پنهان کنند. هنگامی که میلیون‌ها انسان در قاب تصویر قرار می‌گیرند، دیگر سانسور معنا ندارد؛ زیرا خودِ واقعیت، روایت را بر عهده گرفته است.

تشییع رهبر شهید ایران، تنها بدرقه یک شخصیت نیست؛ این رخداد نشان داد که در برابر همه سرمایه‌گذاری‌های رسانه‌ای برای مدیریت افکار عمومی، هنوز یک عنصر تعیین‌کننده وجود دارد: حضور واقعی مردم. حضوری که اگر به صحنه بیاید، می‌تواند معادلات رسانه‌ای را دگرگون کند و روایتی را بسازد که ماندگارتر از هزاران تیتر و گزارش خبری باشد.

این تصاویر در حافظه تاریخی دنیا خواهد ماند، زیرا برخی تصاویر، فقط خبر نیستند؛ سند تاریخ‌اند. و تاریخ، بیش از آنکه با قلم رسانه‌ها نوشته شود، با حضور ملت‌ها ماندگار می‌شود.

انتهای خبر/

پربیننده ترین

آخرین اخبار