کدخبر: ۱۲۸۱۲
۲۹ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۴۰
چاپ

قربانی‌کردنِ آرزوهای ۸۴۸ خانواده در مسلخِ بی‌تفاوتی! چرا مسئولین راه‌وشهرسازی از مسکن ملی دهدشت فراری‌اند؟

سکوت معنادار مدیرکل راه و شهرسازی در برابر فاجعه‌یِ ۸۴۸ واحدی مسکن دهدشت، دیگر نه «مدیریت»، که «بی‌اعتنایی مطلق» به سرنوشت خانواده‌هایی است که تمام دارایی خود را در این پروژه به حراج گذاشتند.

پایگاه خبری کهگیلویه؛در کوچه‌پس‌کوچه‌های دهدشت، این روزها درد مشترکی میان ۸۴۸ خانواده موج می‌زند؛ دردی که نه از تورم است و نه از گرانی، بلکه از «ناامیدی» ناشی می‌شود.

پرونده پروژه ۸۴۸ واحدی نهضت ملی مسکن دهدشت، امروز دیگر تنها یک پروژه عمرانیِ عقب‌مانده نیست؛ بلکه به نمادی از یک «سرمایه‌سوزیِ بزرگ» تبدیل شده که آرزوهای صدها خانواده کم‌درآمد را به گروگان گرفته است.

پشیمانی که با هیچ منطقی جبران نمی‌شود

وقتی با متقاضیان این پروژه هم‌کلام می‌شویم، یک جمله پرتکرار به گوش می‌رسد: «اگر همان سال‌ها، پولمان را طلا می‌خریدیم، حالا هم سرمایه‌مان چندین برابر شده بود و هم سقف بالای سر داشتیم.»

این حسرت، ریشه در واقعیت تلخی دارد. متقاضیان، در حالی که نان سفره‌شان را کوچک کردند تا اقساط آورده مسکن ملی را به موقع پرداخت کنند، حالا باید نظاره‌گر کارگاهی باشند که پیشرفت فیزیکی‌اش در ایستگاه ۹ درصد قفل شده است. برای این خانواده‌ها، هر روزِ تاخیر، یعنی از دست رفتن قدرت خرید و تورمِ بی‌رحمی که ارزش پولِ ریخته شده در این پروژه را روز به روز آب می‌کند. این، نه تدبیر، که جفایی در حق اقشار ضعیفی است که به وعده دولت اعتماد کردند.

یک پیمانکار و ۸۴۸ آرزو؛ طنزِ تلخ مدیریت

شاید عجیب‌ترین بخش این کلاف سردرگم، مدل مدیریتی آن باشد. چگونه یک پروژه ۸۴۸ واحدی، آن هم در شهری که پتانسیل‌های فنی محدودی دارد، به دست یک یا دو اکیپ محدود سپرده می‌شود؟ این عدم تناسب، در حالی که پروژه‌های مشابه در کشور با سرعتی به‌مراتب بالاتر پیش می‌روند، جز «بی‌تدبیری» یا «انتخاب پیمانکار ناتوان» نام دیگری ندارد. کارگاهی که باید سمفونی کار و ساخت‌وساز باشد، امروز به سکوت مرگ‌باری فرو رفته که صدای تازیانه‌اش بر گرده‌ی متقاضیان مستأجر می‌نشیند.

وقتی فریادِ جمعه‌ها هم به گوش مسئولان نمی‌رسد

تریبون نماز جمعه دهدشت، بارها به محل دادخواهی متقاضیان مسکن ملی تبدیل شد. امام‌جمعه با صراحت، زبان گویای دردهای این مردم شد و از پشت تریبون، بی‌پرده بر ناتوانی در مدیریت این پروژه فریاد زد.

ورود قاطعانه دادستان دهدشت به عنوان مدعی‌العموم، آخرین بارقه امید برای شکستن این طلسم بود؛ اقدامی که انتظار می‌رفت تازیانه‌ای بر پیکر بی‌رمق پروژه باشد. اما پرسش اینجاست: چرا با وجود ورود دادستان و وعده‌های پیاپی مسئولان، هنوز این پروژه در برزخِ ۹ درصد باقی مانده است؟

تأسف‌بارتر از هر چیزی، عملکرد مدیرکل راه و شهرسازی است. گویی برای این مسئول «مسکن ملی» تنها در گزارش‌های کاغذی و آمارسازی‌های پشت درهای بسته خلاصه می‌شود. مدیرکلی که گویی در برج عاج مسئولیت‌گریزی نشسته، چشم و گوش خود را به رویِ فریادهای متقاضیان بسته است. آقای مدیرکل! آیا خبر دارید که همین امروز، متقاضی مسکن شما، زیر بارِ گرانی اجاره‌بها کمرش خم شده و در این گرمای دهدشت، خانه‌به‌دوش است؟

شما نه تنها زحمت یک بازدید میدانی بی‌واسطه را به خود نمی‌دهید تا دردهای مردم را از نزدیک بشنوید، بلکه حتی اراده‌ای برای شکستن این طلسمِ خودساخته نشان نمی‌دهید. آیا نشستن در اتاق‌های دربسته و نشنیدن صدایِ گلایه‌یِ مردمی که شما امین آن‌ها بودید، اوجِ بی‌تفاوتی نیست؟

مسئولان راه و شهرسازی و دست‌اندرکاران این پروژه، دیگر نمی‌توانند پشت بهانه‌هایی مثل «تأخیر در واریزیِ مردم» یا «مشکلات بانکی» پنهان شوند. مردم، آورده‌شان را – با هر سختی که بود – به حساب واریز کردند، اما بهای آن چه شد؟ جز اسکلت‌هایی که حالا زیر آفتاب داغ دهدشت زنگ می‌زنند، چه خروجی ملموسی برای خانواده‌ها حاصل شده است؟

اگر این وضعیت «طلسم» است، باید دست قدرت مدیریتی استان این طلسم را باطل کند. اگر «ترک‌فعل» است، باید دستگاه قضا بدون تعارف و مصلحت‌اندیشی، با مسببان این عقب‌ماندگی برخورد کند. ۸۴۸ خانواده، نه به دنبال وعده‌های رنگین جلسات پشت درهای بسته هستند و نه به دنبال گزارش‌های آماری کاغذی؛ آن‌ها کلید خانه‌ای را می‌خواهند که برایش از نان شب خود زده‌اند.

زمان برای این پروژه به پایان رسیده است. تداوم این وضعیت، نه فقط یک شکست عمرانی، که یک سقوط اخلاقی در اعتماد عمومی است. جناب استاندار، دستگاه قضا و راه و شهرسازی؛ مردمِ دهدشت منتظرند تا ببینند آیا اراده‌ای برای ساختنِ این خانه‌ها هست، یا باید فاتحه این سرمایه‌ها را برای همیشه بخوانند؟

هشدار به متولیان؛ مردم صبرِ ابدی ندارند

آقای مدیرکل! مردم دهدشت، نه آمار پیشرفت زیر ۱۰ درصدی می‌خواهند و نه توجیه‌های فنی خسته‌کننده. آن‌ها سرپناهی را می‌خواهند که برایش از نان شب خود زدند. تا کی قرار است این ۸۴۸ واحد، گروگان بی‌کفایتی یک پیمانکار و انفعال یک مدیرکل بماند؟

اگر توان مدیریت یک پروژه را ندارید، صادقانه به مردم بگویید؛ اما اگر مسئولیت پذیرفته‌اید، به جای نشستن در اتاق‌های مجهز مرکز استان، به دهدشت بیایید، پای درددل مستأجران گریان این پروژه بنشینید که هر روز جلوی دادگستری و دفتر امام جمعه سرگردانن‌اند و از نزدیک ببینید که «بی‌عملی» شما، چه بر سر زندگی خانواده‌های این شهر آورده است.

طلسم این پروژه، نه با جلسات اداری، بلکه با «اراده و حضور میدانی» شکسته می‌شود. اگر این اراده در شما نیست، بهتر است صندلی مسئولیت را به کسی بسپارید که درد مستأجر را بفهمد و برای خانه دار شدن مردم، «غیرت» به خرج دهد.

انتهای خبر/

پربیننده ترین

آخرین اخبار