کدخبر: ۴۸۱۱
۲۸ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۲۵
چاپ

دلنوشته‌ زیبای یک ناشنوا به هنگام دعوت در گردهمایی سردار هاشمی‌پور

خدایا اولین بار است که احساس آرامش و شادمانی آن هم دریک جمع عظیم دارم و آن را مدیون مردی از تبارآسمان هستم مردی به نام سردار حاج عدل هاشمی پور.

به گزارش پایگاه خبری شهرستان کهگیلویه، زبان بی زبانان؛ اولین بار بود به گردهمایی دعوت شدم برایم معنای عجیبی داشت، چه شور و شوقی داشتم و منتظر گذر لحظه ها بودم تا ساعت موعود فرا رسد.

 

نمیدانستم خوشحال باشم یا ناراحت، خوشحال به خاطر ارج نهادن به من...دیده شدن من در جامعه..متوجه شدم کسی هم به فکر من است..متوجه شدم سختی های زندگی من برای کسی مهم است..

 

و اما ناراحت به خاطر اینکه نمیدانستم چه چیزی انتظارم رامی‌کشد، سرانجام انتظار به پایان رسید با خانواده به محل اعلام شده رفتیم وارد ساختمان بزرگی شدیم جلوی چشمانم افرادی چون خودم را دیدم که با سکوت خود و با زبان بی زبانی باهم صحبت می کنند، احساس آرامش دارم، ناراحتی در وجودم نیست، کنار دوستانم خوشحالم.

 

 خوشحال بخاطر اندیشه نو، آینده جدیدمان، به وقوع پیوستن آرزوهایمان، اهمیت دادن به من و هم زبانانم.

 

 خدایا اولین بار است که احساس آرامش و شادمانی آن هم دریک جمع عظیم دارم و آن را مدیون مردی از تبارآسمان هستم مردی به نام سردار حاج عدل هاشمی پور.

پربیننده ترین

آخرین اخبار