کدخبر: ۱۲۷۷۸
۰۸ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۲۱
چاپ

روضه‌خوانی محرومیت بس است؛ کارخانه‌ها کجاست؟! کهگیلویه در تله شعار و آوارگی جوانان

کهگیلویه؛ سرزمینی که آب و خاکش استان‌های دیگر را آباد می‌کند، اما جوانانش برای لقمه‌ای نان باید در بیابان‌های جنوب برچسب «غیربومی» بخورند،مسئولان به‌جای راه‌اندازی کارخانه، هنرشان روضه‌خوانی از محرومیت پشت تریبون‌هاست‌!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کهگیلویه»، کهگیلویه با برخورداری از زمین‌های حاصلخیز، منابع آب، ظرفیت‌های کشاورزی و نیروی انسانی جوان، می‌توانست یکی از قطب‌های تولید و اشتغال باشد اما در نبود برنامه عملیاتی و معطل ماندن طرح‌های اقتصادی، این شهرستان را به صادرکننده نیروی کار تبدیل کرده است.

امروز بسیاری از جوانان کهگیلویه برای یافتن شغل، راهی عسلویه، استان‌های صنعتی و مزارع شهرستان‌های همجوار می‌شوند؛ جوانانی که به جای ساختن آینده در زادگاه خود، ناچارند ماه‌ها دور از خانواده، در شرایط سخت کارگری روزگار بگذرانند. دوری از خانواده، هزینه‌های سنگین مهاجرت و نبود امنیت شغلی، تنها بخشی از پیامدهای این وضعیت است.

شهرک صنعتی دهدشت به‌عنوان یکی از ظرفیت‌های توسعه اقتصادی شهرستان مطرح می‌شود؛ اما همچنان زمین خالی مانده و خبری از استقرار گسترده واحدهای تولیدی نیست.

پرسش افکار عمومی این است که چرا پس از گذشت چند دهه، این شهرک هنوز به یک مجموعه فعال صنعتی و اشتغال‌زا تبدیل نشده است؟ به گفته مسئولان فرصت سرمایه‌گذاری وجود دارد، اما ظاهراً اراده‌ای جدی برای راه‌اندازی واحدهای تولیدی دیده نمی‌شود.

در این میان، تعدادی واحد تولیدی در شهرک صنعتی بردیان فعال شده‌اند و توانسته‌اند برای چندین خانواده فرصت اشتغال فراهم کنند؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد راه‌اندازی واحدهای تولیدی در کهگیلویه ممکن است، به شرط آنکه حمایت، پیگیری و مدیریت وجود داشته باشد.

سال‌هاست مسئولان از ضرورت حمایت از تولید و رفع موانع سرمایه‌گذاری سخن می‌گویند، اما نتیجه عملی این وعده‌ها برای مردم چیست؟ چند کارخانه جدید راه‌اندازی شده است؟ چه تعداد شغل پایدار ایجاد شده و سهم جوانان بومی از این برنامه‌ها چقدر بوده است؟

آب از کهگیلویه می‌رود، کار و آبادانی نصیب دیگران می‌شود

کهگیلویه در حوزه کشاورزی از ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردار است؛ زمین، آب و نیروی کار در شهرستان وجود دارد، اما نبود زیرساخت و برنامه‌ریزی موجب شده بخشی از منابع آبی منطقه از شهرستان خارج شود و زمین‌های شهرستان‌های همجوار را آباد کند.

در چنین شرایطی، زنان و جوانان کهگیلویه برای کار در مزارع دیگر مناطق فراخوانده می‌شوند؛ آن هم در قالب کارگری فصلی و بدون برخورداری از امنیت شغلی. هر سال نیز خبرهایی از وقوع تصادف برای کارگران در مسیر رفت‌وبرگشت به مزارع منتشر می‌شود؛ حوادثی که گاه به قیمت جان نان‌آوران خانواده تمام می‌شود.

این پرسش جدی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چرا منابع و ظرفیت‌های کشاورزی کهگیلویه به ایجاد اشتغال در داخل شهرستان منجر نمی‌شود؟

دشت‌های تشنه در انتظار تصمیم مسئولان

سدها سال‌هاست به‌عنوان نماد توسعه و تحول کشاورزی معرفی می‌شوند. با این حال، سد کوهبرد که حدود پنج سال از آبگیری آن می‌گذرد، هنوز نتوانسته آبیاری زمین‌های پایین‌دست را به شکل مؤثر و کامل محقق کند.

دشت‌های تشنه همچنان در انتظار قطره‌ای آب‌اند و کشاورزان چشم‌انتظار تصمیمی هستند که می‌تواند هزاران فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند. اگر آب، زمین و نیروی انسانی وجود دارد، مانع اصلی کجاست؟ چرا اراده‌ای برای تکمیل شبکه‌های آبیاری و بهره‌برداری از ظرفیت‌های کشاورزی دیده نمی‌شود؟

روی کاغذ: ۶۰ هکتار زمین، برق ۷ مگاواتی و مشوق‌های کم‌نظیر!

خردادماه امسال بود که مدیرعامل شرکت شهرک‌های صنعتی استان کهگیلویه و بویراحمد در دیدار با فرماندار کهگیلویه از آماده بودن بسترها در «شهرک صنعتی دهدشت ۲» سخن گفت.

به گفته محسن ضامن‌فر، این شهرک در مساحتی بالغ بر ۶۰ هکتار (با ۴۵ هکتار عرصه صنعتی)، دارای شبکه برق ۷ مگاواتی، آب پایدار، شبکه معابر و خیابان‌کشی است. حتی برای شکستن طلسم رکود، این شهرک در ردیف مناطق «کم‌تقاضا» قرار گرفته تا با کاهش حداقلی پیش‌پرداخت زمین و اقساط یک تا سه‌ساله، فرش قرمزی برای سرمایه‌گذاران پهن شود.

اما پرسش اساسی اینجاست: اگر زیرساخت مهیاست، زمین ارزان است، شرایط واگذاری اقساطی است و حمایت‌ها برقرار، پس چرا چرخ تولید در کهگیلویه نمی‌چرخد؟ چرا پس از دهه‌ها، شهرک‌های صنعتی منطقه هنوز نتوانسته‌اند حتی بخش کوچکی از ارتش بیکاران کهگیلویه را جذب کنند؟

تجربه نشان داده است که تولید با جلسه، مصاحبه و اعلام آمادگی شکل نمی‌گیرد؛ سرمایه‌گذار امنیت، ثبات، تسهیلات بانکی بی‌دردسر و همراهی بدون بروکراسی می‌خواهد؛ حلقه‌های مفقوده‌ای که باعث شده شهرک صنعتی دهدشت سال‌ها زمین خالی بماند و تنها معدود واحدهایی مثل شهرک صنعتی بردیان بتوانند کورسوی امیدی برای اشتغال چند خانواده ایجاد کنند.

حکایت تلخ آب: سیرابی زمین‌های همجوار، تشنگی دشت‌های کهگیلویه

پارادوکس توسعه در کهگیلویه به صنعت محدود نمی‌شود. در بخش کشاورزی، منابع آبی سرشار شهرستان بدون آنکه کام زمین‌های پایین‌دست را سیراب کند، از منطقه خارج می‌شود و دشت‌های استان‌ها و شهرستان‌های مجاور را سرسبز می‌کند.

سد کوهبرد که نزدیک به پنج سال از آبگیری آن می‌گذرد، هنوز نتوانسته شبکه انتقال آب دشت‌های تشنه کهگیلویه را کامل کند. نتیجه این سوءمدیریت آشکار چیست؟ زنان و جوانان این دیار باید برای کارگری روزمزد در مزارع کشاورزی راهی جاده‌ها شوند؛ مسیری ناایمن که سالانه تلفات جاده‌ای برجای می‌گذارد و نان‌آوران خانواده‌ها را به کام مرگ می‌کشد.

فرار به جلو با ادبیات محرومیت؛ روضه‌خوانی به‌جای گزارش عملکرد!

در سفر اخیر وزیر کار به کهگیلویه، باز هم همان سناریوی تکراری اجرا شد. نماینده‌ای با سه دهه سابقه حضور در بهارستان، به‌جای ارائه بیلان کاری از کارخانجات احداث‌شده و طرح‌های عام‌المنفعه، ترجیح داد زبان به مرثیه‌سرایی بگشاید؛ از جاده تنگ پیرزال به‌عنوان «قتلگاه» یاد کرد و از جوانانی گفت که در عسلویه و سایر استان‌ها غیربومی خوانده می‌شوند و پشت درهای صنایع می‌مانند.

این اعترافات اگرچه واقعیت تلخ کهگیلویه است، اما از زبان کسی که سه دهه بالاترین اهرم تقنینی و نظارتی منطقه را در دست داشته، فاقد توجیه است. مردم و جوانان به‌درستی می‌پرسند: در طول دهه‌ها حضور در مجلس، چند سرمایه‌گذار کلان ملی با ضمانت و پیگیری به کهگیلویه هدایت شده‌اند؟

چرا طرح‌های اشتغال‌زا جای خود را به پیگیری‌های خرد و فردی داده‌اند؟

وقتی آب و زمین وجود دارد و شرکت شهرک‌ها از مهیا بودن زیرساخت‌ها در دهدشت دم می‌زند، چرا کارنامه شهرستان در اشتغال پایدار همچنان نزدیک به صفر است؟

پایان گفتاردرمانی؛ کهگیلویه اراده می‌خواهد نه جدول واگذاری!

مردم کهگیلویه خسته از شنیدن آمار ظرفیت‌ها، متراژ شهرک‌ها و ابراز امیدواری‌های بی‌پایان‌اند. فاصله میان وعده‌های روی کاغذ مدیران شهرک‌های صنعتی تا واقعیت خاک‌خورده زمین‌های خالی دهدشت، دقیقاً همان فاصله‌ای است که جوان کهگیلویه‌ای را از آغوش خانواده جدا کرده و به غربت عسلویه می‌کشاند.

طلسم بیکاری کهگیلویه زمانی شکسته خواهد شد که مسئولان و نماینده شهرستان، به‌جای روضه‌خوانی از محرومیت و دل‌خوش کردن به تفاهم‌نامه‌های بی‌سرانجام، پای یک صنعت مادر و پایدار را به این منطقه باز کنند و زیرساخت‌های کشاورزی را به مزارع تشنه برسانند. تا آن روز، هر آماری از برق ۷ مگاواتی و زمین‌های آماده واگذاری، تنها نمک پاشیدن بر زخم جوانان جویای کار این دیار خواهد بود.

کهگیلویه برای عبور از بیکاری، به وعده‌های تازه نیاز ندارد؛ این شهرستان به تصمیم‌های اجرایی، حمایت واقعی از سرمایه‌گذاران، تکمیل زیرساخت‌های شهرک‌های صنعتی، فعال‌سازی ظرفیت کشاورزی و تعیین تکلیف طرح‌های نیمه‌تمام نیاز دارد.

ادامه این وضعیت یعنی تداوم مهاجرت جوانان، فرسوده شدن خانواده‌ها، افزایش کارگری فصلی و از دست رفتن فرصت‌هایی که می‌تواند اقتصاد شهرستان را متحول کند.

شهروندان کهگیلویه حق دارند بدانند:چرا شهرک صنعتی دهدشت پس از دهه‌ها هنوز فعال نشده است؟چرا واحدهای تولیدی موجود به ظرفیت کامل نمی‌رسند؟چرا منابع آب شهرستان برای آبادانی دیگر مناطق مصرف می‌شود؟چرا شبکه‌های آبیاری زمین‌های پایین‌دست تکمیل نمی‌شود؟برنامه عملی مسئولان برای ایجاد شغل پایدار چیست؟و سرانجام، طلسم محرومیت و بیکاری جوانان کهگیلویه چه زمانی شکسته خواهد شد؟

کهگیلویه کمبود ظرفیت ندارد؛ آنچه کم است، اقدام به‌موقع و اراده‌ای است که ظرفیت‌های خاموش شهرستان را به تولید، اشتغال و ماندگاری مردم تبدیل کند.

پربیننده ترین

آخرین اخبار