پنج شنبه ای با شهدای کهگیلویه/این هفته شهید خدابخش فکری زاده
در راه هدف بجنگید و از کسی ترس و هراس نداشته باشید
وصیتم با مردم غیور شهیدپرور ایران این است که تا [ آخرین] قطرة خون خود در راه هدف بجنگند و از کسی ترس و هراس پیدا نکنند و بدانید که این درخت اسلام احتیاج به خون دارد تا برآید. من می خواهم اگر خداوند شهادت را نصیب من بکند با خون ناقابلم این درخت را آبیاری کنم.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کهگیلویه، شهید خدابخش فکری زاده فرزند علی بخش متولد 4 مرداد ماه 1344روستای سرخون بخش چاروسا از توابع شهرستان کهگیلویه است.نام مادر وی خانم جان و تحصیلات او تا پایان دوره راهنمایی بود.
وی در 28 اسفند ماه سال 1364در منطقه ام القمر-فاو به شهادت رسید و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
شهید خدابخش فکری زاده وصیت خود را با آیة 74 سورة نساء آغاز می کند و در ادامه از مردم غیور می خواهد تا در راه هدف مقدس اسلام به میدان نبرد بیایند و با خون خود درخت اسلام را آبیاری کنند.
در بخش بعدی از وصیت خود شهید از پدر و مادر خود قدردانی می کند و از آنها می خواهد در مصائب پیرو حضرت حسین( ع) و حضرت زینب( س) باشند.
وصیت این شهید بزرگوار به برادر تحصیل علم و جهاد در راه خداست و وصیت او به خواهر حفظ حجاب است. قدردانی از همسر و طلب حلالیت از اقوام آخرین بخش های این وصیت است.

وصیت این شهید والا مقام را در زیر بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
« فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیوة الدنیا بالأخرة »
با درود بر امام امت و مردم شهیدپرور ایران وصیتم را شروع می کنم:
وصیتم با مردم غیور شهیدپرور ایران این است که تا [ آخرین] قطرة خون خود در راه هدف بجنگند و از کسی ترس و هراس پیدا نکنند و بدانید که این درخت اسلام احتیاج به خون دارد تا برآید. من می خواهم اگر خداوند شهادت را نصیب من بکند با خون ناقابلم این درخت را آبیاری کنم.
و وصیتم با مادر رنج کشیده ام این است که ای مادر! من می دانم که تو حق زیادی به گردن من داری از تو می خواهم مرا حلال کنی و برایم گریه و زاری نکنید، زیرا دارید دشمنان اسلام را خشنود می سازید. و ای مادر! من می دانم که تو چندین سال [ مرا] کوله پشتی کرده ای تا من توانسته ام حرف حق و بد را تشخیص بدهم و از تو می خواهم روزهایی را که [...]برای من بکنید دعا به جان رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران بکن.
و ای مادر! من از علی اکبر( ع) و علی اصغر( ع)، که دو طفل شیرخوار بودند، عزیزتر و بهتر نیستم. و من می خواهم با علی اکبر( ع) و علی اصغر( ع) در یکجا نشسته و صحبت بکنیم. ای مادر! به یاد روزی [ بیفت] که وقتی که حسین( ع) خواست به میدان رود زینب( س) چه گفت، تو هم زینب وار( س) باش و با حجاب خودت دشمن اسلام را درهم بکوب و هیچ وقت به فکر من مباش.

و وصیتی با پدر رنج کشیده ام دارم که آن هم زحمت به پای من کشید، ولی من تا آن دمی که به این رسیده بودم او را خشنود از هیچ کاری نکرده ام و من هرچه خواسته ام برایم درست می کرد، ولی من قدر پدرم [ را] نمی دانستم. و بدان ای پدر! من به جبهه می روم برای رضای خدا، نه اینکه از روز قیامت می ترسم که مرا در آتش دوزخ می سوزانند و نه هم برای اسم و مقام است، فقط [ و] فقط برای رضا خدا[ ست]. و بدان پدر! انسان هرچه که بکند از دنیا خواهد رفت، چه حیف که در راه هدفش شهید شود، زیرا امام ما گفت:« از تمام خوبی ها بهترین راه راه شهید شدن در راه خدا است » و پدر! می خواهم مرا حلال کنید.
و از برادرم می خواهم درس بخوان [ و وقتی] به سن بلوغ رسیدی سنگر مرا خالی نگذار و میخواهم هیچ وقت امام را فراموش نکند و از همینجا تو را چندی نبار بوسه می زنم.
ای برادر! هیچ فکر نکن که خودت تنها برادری، زین العابدین نه پدر و نه برادری نداشت، وقتی که اسیر بود با آن همه کوچکی از یزید درخواست کرد که بالای منبر برود و صحبت بکند، ولی یزید راه نداد، مردم گفتند: « ای یزید این پسر که نمی تواند صحبت کند » گفت: من آنها می شناسم آنها در شکم مادرش درس وبا پستان مادرشان عقل و هوش می آموزند . پس برادر! تا جان در بدن دارید بر علیه دشمن بجنگ.
و ای خواهرم! هیچ گریه و زاری برای من مکن و لباس سیاه هم نپوش و همیشه زینب وار( س) باش و حجاب خودت را حفظ کن، زیرا حجاب کوبندة دشمن اسلام است.

و وصیتی دارم با همسر عزیزم: ای همسر! تو بدان که من دست از این دنیا کشیده ام و اول تو را به امید خدا و دوم به امید خودت تنها می گذارم و هر طوری که [ می خواهی] طبق دستور آیة قرآن رفتار بکن. ای همسر! من تو را از برادرم بهتر می خواستم و اگر ناراحتی از من دیده ای مرا حلال کن و مرا ببخش که تو را ناراحت کرده ام.
و عمویانم را سلام می رسانم و ننه ام را سلام می رسانم و سرخون را از کوچک تا بزرگ را سلام گرم فراوان می رسانم. از « عباسعلی » و « محمد » و « شمسعلی » سلام می رسانم وقول به من به خالویانم سلام برسانید و بگویید مرا حلال کنید و تمام پرندگان روی زمین را سلام می رسانم.
خداحافظ
خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی( عج) خمینی را نگه دار
وصیتنامة برادر رزمنده
خدابخش فکریزاده
والسلام
پربیننده ترین
- ◄ آخرین تصمیمات برای تعیین تکلیف مسکن ۸۴۸واحدی دهدشت
- ◄ آغاز المپیاد ورزشی بین مدرسهای در کهگیلویه
- ◄ جلسات مهم درقفس؛وقتی سالن جلسات فرمانداری دهدشت، سوهان روح میشود
- ◄ میدان امام حسین خاستگاه غیرت و وفاداری است
- ◄ تجهیز آمبولانس پایگاه فیلگاه و راهاندازی بانک تجهیزات پزشکی در کهگیلویه
- ◄ «پاتوق مهر و گفتوگو» فرصتی برای شنیدن صدای مفاخر و پیشکسوتان
- ◄ پیوند میان مکتب اهلبیت و سنگر دانشآموزی؛ «زنگ مهر رضوی» در مدارس کهگیلویه نواخته شد
- ◄ میانجیگری شورای تأمین برای برقراری آرامش در دیشموک
- ◄ موج شرجی در کهگیلویه و بویراحمد ادامه دارد
- ◄ نمازخانههای بینمازگزار و ائمهجماعت غایب در ادارات کهگیلویه
- ◄ دهدشت، دومین ایستگاه جشنواره بزرگ شادی و نشاط جوانان و خانوادهها
- ◄ جاده جدید قبرستان دهدشت به زودی زیر بار ترافیک میرود
- ◄ فرماندار کهگیلویه: تجهیزات دولتی برای خدمت است، نه دکوراسیون!
- ◄ رشد ۱۱ درصدی کشفیات سلاحهای غیرمجاز در کهگیلویه
- ◄ آمادگی کهگیلویه برای مقابله با مخاطرات احتمالی پدیده النینو
آخرین اخبار
- ◄ انتقاد امامجمعه دهدشت از وضعیت بازار و اصناف؛اداره کل صمت بهجای کار اجرایی نظارت کند
- ◄ خدماترسانی سلامت خانه برکت احسان در گلزار شهدای دهدشت جان گرفت
- ◄ صعود ۳۰۰ کوهنورد به ارتفاعات خائیز دهدشت
- ◄ هفدهمین نشست علمی و فرهنگی موقوفه امام رضا (ع) سوق
- ◄ گازگرفتگی در یاسوج یک قربانی گرفت
- ◄ موج گرانی به کورس خیابانها هم رسید؛ ابلاغ نرخ جدید کرایه تاکسی در دهدشت
- ◄ وقتی تاریکی مطلق حاشیه امن میآورد؛ پارک مرکزی دهدشت؛ پاتوقی برای سوداگران
- ◄ آسفالت ۲۰هزار مترمربع از معابر روستای دشت آزادی
- ◄ پشت پرده گمانهزنیهای غرب؛ جنگ روانی دشمن؛ تلاش برای تغییر محاسبات ایران
- ◄ کهگیلویه و بویراحمد میزبان سه شهید گمنام میشود
- ◄ تخصیص اعتبار ویژه برای تکمیل پروژه پتروشیمی دهدشت
- ◄ انتخاب مدیر برتر کهگیلویه به مردم سپرده شد؛ مدیر برتر کهگیلویه زیر ذرهبین رأی مردم
- ◄ تجلیل سپاه از خدمات پرستاران دهدشت+تصاویر
- ◄ پیام تبریک آیت الله ملکحسینی به مناسبت درخشش سامان پاکباز
- ◄ چهار گام تازه برای توسعه ورزش کهگیلویه