درخواست معلم رودبارى از سیستم آموزشى کشور؛
یک بخارى ۱۰۰هزار تومانى به ما بدهید/ما حتی کپر هم نداریم!
ما حتی کپر هم نداریم و کلاس ها را در زیر سایه کهور و خرما و سایر درختان داریم برگزار میکنیم و الان هم که چند وقت است سرما حسابی دانش آموزان را اذیت کرده است.
به گزارش كهگيلويه، شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دقیانوس ؛چندی است که برای مشکلات آموزشی دانش آموزان مظلوم رودباری که دوران درس و مدرسه خود را در کپر می گذرانند می نویسیم، متاسفانه عادت کرده ایم انتظار نداشته باشیم این مشکلات مهم به این زودی رفع شوند، بخاطر همین مسئولین مربوطه هم مجبورندعادت کنند که ما هم به این زودی ها دست از سرشان بر نمی داریم تا فکری کنند به حال دانش آموزان مظلوم رودباری کپرنشین! در ادامه این سلسله گزارشات، مصاحبه ای انجام داده ایم با پرویز ناروئی از سرباز معلم هائی که در روستای چاهکی جازموریان در حال تدریس می باشد.
سرباز معلمی برای ۶ پایه
پرویز ناروئی هستم و در مدرسه کپری در روستای چاهکی جازموریان درس میدهم. این روستا جمعیتی حدود ۴۰ تا ۵۰ خانوار دارد و حدود ۳۰ دانش آموز دارد که بدلیل کمبود امکانات آموزشی تعدادی از افراد نقل مکان کردند و فقط ۱۰ دنش آموز در این روستا باقی مانده است.

دانش آموزان باقی مانده این روستا، مربوط به ۶ پایه ابتدائی می باشند و هر ۶ پایه را من بعنوان سرباز معلم درس می دهم و واقعا کار سخت هست و هر کس جای من باشد برایش دشواره که در یک روز چند پایه را درس بدهد. و این باعث میشود این دانش آموزان مظلوم، از پایه ضعیف رشد کنند و در ریاضی و حتی روخوانی هم به مشکل می خورند. و این در آینده آنها تاثیر سوء می گذارد.
الان من خودم دانش آموز کلاس ششم دارم با اینکه دو ماه از سال تحصیلی گذشته هنوز باهاش جدول ضرب کار میکنم چون دانش آموز پایه ششم من ضرب دو رقمی در سه رقمی را بلد نیست و متاسفانه باید بگویم معلمین قبلی با دلسوزی کار نکردند وگرنه شرایط باید بهتر می بود.
مدرسه ما حتی کپر هم ندارد
ما حتی کپر هم نداریم و کلاس ها را در زیر سایه کهور و خرما و سایر درختان داریم برگزار میکنیم و الان هم که چند وقت است سرما حسابی دانش آموزان را اذیت کرده، پیگیری کردیم تا چادری به ما بدهند و بالاخره هفته قبل بعد از دو هفته پیگیری های فراوان، چادری را از طریق فرانداری به ما دادند. ابتدا که به آموزش و پرورش مراجعه کردیم گفتند ما که بودجه ای نداریم و به فرمانداری زنگ زدند و ما را به آنجا ارجاع دادند و در فرمانداری کار ما را راه انداختند.

با این وجود سرما واقعا بچه ها را آزار می دهد و ضی بعدانش آموزان ما حتی ژاکت و لباس گرم ندارند و بیشتر آنها کفش هم ندارند. هفته قبل توانستم از فرمانداری مقداری البسه کهنه و دست دوم تهیه کنم و به تعدادی از دانش آموزان بدهم. اما کفاف همه آنها را نداد.
نیاز به بخاری ۱۰۰ هزار تومانی و ۲۰ متر سیم برق
الان در همین چادری که ما گرفتیم موکت یا فرشی نداریم دو تا میز داریم که ۶ نفر روی میز مینشینند که البته میزها از کار افتاده هستند و مخصوصا در این سن پایین بعد از یکی دو ساعت نشستن واقعا اذیت می شوند و آنهائی هم که روی میز جایشان نمی شود روی زمین و در واقع روی خاک می نشینند و درس می خوانند.
هوا هم که سرده، واقعا به وسایل گرمایشی نیاز داریم ولی ما همین چادر را هم که تهیه کردیم غنیمت محسوب می شود و برای چراغ یا بخاری نمی دانیم به چه کسی رو بزنیم.

تا نزدیکی های چادر، برق آمده و اگر بخاری و چند متر هم سیم به ما بدهند میتوانیم جهت گرم کردن چادر از آن استفاده کنیم. صبح زود که میائیم مدرسه، اینقدر هوا سرد است، واقعا می لرزیم و بچه ها هم اذیت می شوند. و اگر یک کلاس بلوکی یک اتاقه بتوانند برای این روستا درست کنند احتمال دارد کسانی هم که نقل مکان کردند برگردند و البته و قاعدتا این درخواست ما از سیستم آموزشی استان و مسئولین مربوطه درخواست زیادی نیست. این درخواست اصلی ست و درخواست فوری ما هم در واقع یک عدد بخاری ۱۰۰ هزار تومانی است با بیست متر سیم.
جواب این دانش آموزان را چه کسی می دهد
من از نزدیک مشکلات این دانش آموزان را لمس می کنم و نمیدانم تا چه زمانی باید با این سختی و مشقت درس بخوانند. یه دانش آموز داریم که گوشش عفونت کرده و رفتم با پدرش دعوا کردم و نهایتا برده تا مرکز بهداشت روستا، چاره ای هم نداره پولی که او را تا نزد متخصص ببرد ندارد. و جواب این را چه کسی باید بدهد. بالاخره اینها هم حقی دارند. اینها اگر در جامعه رها شوند معلوم نیست چه سرنوشتی شامل شان می شود و طبیعتا رودبار هم روز به روز پیشرفت نمی کند که هیچ، عقب تر هم می رود.
از مسئولین در این سال تحصیلی جدید که من در این مدرسه مستقر شدم کسی برای بازدید نیامده است. من سرباز معلم هستم و امیدوارم روزی معلم شوم چون عشقم معلمی است و اهل رودبار هستم. هر روز فاصله ۲۵ کیلومتری خانه تا مدرسه را طی می کنم و به جای ۷ ساعت گاها تا ۸ و ۹ ساعت هم در مدرسه می مانم تا بتوانم عقب افتادگی درسی دانش آموزان را جبران کنم.
انتهای پیام/گ
پربیننده ترین
- ◄ بازداشت رئیس مؤسسه صالحین دهدشت به اتهام کلاهبرداری / توصیه به ۱۳ هزار مالباخته
- ◄ رئیس بنیاد شهید کهگیلویه تغییر کرد
- ◄ التهاب در بازار مرغ کهگیلویه /فرماندار:تسلیم باجخواهی عاملین توزیع نمیشویم
- ◄ پنج شنبه ؛آیین تکریم و معارفه فرمانده سپاه کهگیلویه
- ◄ بنیاد شهید جای مباحث جناحی و سیاسی نیست؛مراقب افراد حاشیهساز باشید
- ◄ خداحافظی فرمانده سپاه کهگیلویه پس از ۳۳سال خدمت
- ◄ حماسه برنوها در کوه سیاه» روایت شد
- ◄ بهرهبرداری از ۴ فضای آموزشی به زودی در کهگیلویه
- ◄ از شاهنامه تا کانون: وقتی نسل جدید با هنر نقالی، میراث فردوسی را ورق میزند
- ◄ شرمندگی یک شهر در برابر خانواده شهدا
- ◄ امانت ۱۱ هزار کتاب در کتابخانههای کهگیلویه
- ◄ هفته بسیج سازندگی؛ جلوهای روشن از ارادههای خستگیناپذیر در مسیر عدالت
- ◄ فراخوان جشنواره استانی عکس حماسه میدان در کهگیلویه
- ◄ بازدید بیسابقه دادستان از پروژههای عمرانی دهدشت و سمغان / شهردار موظف به گزارش ماهانه شد
- ◄ جهادگران کهگیلویه از خانواده شهید و مجروح کوه سیاه سرکشی کردند
آخرین اخبار
- ◄ روایت پدخندق
- ◄ ظهر عاشورای خندق / وقتی رزمندگان با لب تشنه، دشمن را زمینگیر کردند
- ◄ عزاداری دهدشتیهادرروز عاشورا
- ◄ امانت ۱۱ هزار کتاب در کتابخانههای کهگیلویه
- ◄ گلایه امام جمعه دهدشت از «گردنکشی» برخی میوهفروشان؛جریمههای تعزیراتی برای متخلفان بازدارنده نیست
- ◄ دشمن برای تضعیف ایران به دنبال «شکاف ملی» است؛ راهکار مقابله، تبعیت از رهبری و حفظ وحدت است
- ◄ چهاردهمین سوگواره «احلی من العسل» در دهدشت برگزار شد
- ◄ فصلالخطاب ما فرمایشات مقام معظم رهبری است
- ◄ کشاورزی کهگیلویه در مسیر رونق و امنیت غذایی
- ◄ دستنوشته شهید «علی کیانی» منتشر شد
- ◄ افسانه شکستناپذیری آمریکا درهم شکست
- ◄ سرپرست جدید روابطعمومی میراث فرهنگی کهگیلویه و بویراحمد معرفی شد
- ◄ از آسفالت بلوطبنگان تا رفع مشکلات کوهبرد؛ فرماندار پای دردِ دل روستاییان نشست
- ◄ نفسهای آخر بلادشاپور در میان دود زباله
- ◄ ادارات کهگیلویه در تعظیم شعائر حسینی پیشقدم باشند